منطقه در معرض فاجعه آبی




در سری اول عکسها من 20 بز را تشخيص دادم نكته بسيار جالب و مهم در اين عكس حضور انسان در آن است كه ميتواند نقش چوپان داشته باشد و با توجه به زيادي بزهاي رسم شده اين يك گله بزرگ بزهاي درحال چرا ميتواند باشد لطفا ادامه مطلب را در عكسهای بعدي دنبال كنيد زيرا بسيار جالب است!!!!

بادقت بیشتری نگاه کنید!

سری دوم
در اين سنگ نگاره 5بز درحال فرار از حيوان درنده كه ميتواند گرگ باشد مشاهده ميشود البته به علت پايين بودن كيفيت دوربين و كم تجربگي من ممكن است اين تعداد بيشتر باشد باتوجه به اينكه اين سنگ نگاره ها در مجاورت يكديگر قرار دارند ميتواند حاكي از حمله گرگها به گله بزهاي در حال چرا در عكس قبل باشد درابتدا كه اين عكسهارو گرفتم به سادگي ازكنارشون رد ميشدم اما وقتي بادقت به آنها نگاه كردم متوجه وجود ماجرايي كه ممكن است هزاران سال قبل اتفاق افتاده باشد شدم باتوجه اين هماهنگي گويا حمله گرگها بسيار سهمگين بوده كه باعث شده چنين اثري روي سنگها خلق شود این سنگ نگاره مانند تابلويي چوپانان را از چراندن احشام در اين منطقه بازميدارد!!!!! من باسوال از اهالي خان آباد متوجه شدم دراين ناحيه بيشترين حمله ازسوي گرگها به گله ها انجام گرفته است!!!


با دقت نگاه کنید!



یكي از ويژگيهاي اسفند ماه در گاهنماي زرتشتيان آن است كه مهمترين روزهاي آن در پايان ماه و نزديك به نوروز قرار دارد. اين مناسبت گهنبار پاياني سال است كه ششمين چهره گهنبار يا گاهنبار چهره «همسپتميديم»گاه(پنجه) است كه همس پسميديمگاه نيزخوانده ميشود.
اين گهنبار كه ويژه بزرگداشت آفرينش انسان است، در ٥ روزپاياني سال يعني از ٢٥ تا ٢٩ اسفندماه خوانده ميشود كه اهنود تا وهشتواشگاه نام دارند.
از پنجمين گهنبار تا به اين جشن هفتادوپنج روز است. اين گهنبار به فروهرها اختصاص دارد و هنگامياست كه فروهرهاي در گذشتگان براي سركشي بازماندگان خود فرود ميآيند. واژه همسپتميديم برابر شدن روز و شب را معني ميدهد و در باور زرتشتيان هنگام آفريده شدن انسان است.
پنج روز مانده به اين گاهنبار، يعني از روز اشتاد تا اهنود را پنجه كوچك مينامند و خانه و كاشانه براي برگزاري با شكوهتر جشن نوروز آماده ميشود و ٥ روز آخر سال پنجه بزرگ ناميده ميشود يكي از ويژگيهاي اينگهنبارآن است كه در چند روزمانده به پنجه كوچك خانه را از درون و برون پاكيزه ميكنند. نوآغاز ميشود.
روزهاي پنجه يا بهيزك كه كبيسه يا اورداد همخوانده ميشود.
در گاهنماي باستاني هرماه سي روز و هرسال دوازده ماه است ودرپايان اسفند پنج روز پنجه ميآيد كه روي هم رفته ٣٦٥ روز ميشود. در دين زرتشتي هر روز نام ويژهاي دارد. چون سال خورشيدي ٣٦٥ شبانه روز و ٥ ساعت و ٤٨ دقيقه و٤٩ثانيه است، از اين رو پس از پايان يافتن دوازده ماه و پنج روز پنجه،٥ساعت و ٤٨ دقيقه و٤٩ثانيه زيادي ميماند كه آن را به زبان پهلوي بهيزك ميگويند. بهيزك همان است كه درگاه شماريها به نام كبيسه ياد ميكنند؛ درهر چهارسال با افزودن ساعتها ودقيقهها و ثانيههاي زيادي شش روز ميشود و روز ششم را درزبان پهلوي اورداد نام نهادهاند كه به معنا(چم) روز زيادي است.
نام پنج روز پايان سال كه بهيزك(پنجه) خوانده ميشود، ازاين قرار است:
١-اهنودگاه: نام نخستين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٢-اوشتودگاه:نام دومين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٣-سپنتمدگاه: نام سومين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٤-وهوخشترگاه:نام چهارمين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
٥-وهشتواشگاه:نام پنجمين بخش از سرودهاي اشوزرتشت
روزهاي نبر دراسفندماه عبارتنداز: ششم برابر با ماه روز، هشتم برابر با گوش روز، پانزدهم برابر با رام روز،بيست وششم برابر با وهمن روز
چهاردهمين روز اسفند هم ورهرام روز است كه روز احسان و نيكوكاري نام گرفته است. اين روز براي نيايش و سپاسگزاري از فروزههاي نيك اهورا داده ويژه شده است.
بيستم اسفند هم برابر با اشتاد ايزد است كه بسياري از زرتشتيان به نيايشگاهها ميروند و به داد ودهش ميپردازند.
از مناسبتهاي ملي هم ميتوان به روز درختكاري در پانزدهم و روز ملي شدن نفت در ٢٩ اسفندماه اشاره كرد.جشن چهارشنبه سوری نیز از جشنهای بزرگ این روزهای ایرانیان است.



بله کشت دیم انگور!!!!!!
مبتکر این روش آقای حسن خان آبادی است به گفته خودش وقتی که برای اولین بار با تراکتور در زمینهای دیمخیز مشغول به شخم زدن شد با واکنش سخت پدرش مرحوم آقای حسین خان آبادی مواجه شد اما وقتی که این روش به ثمر نشست از بیشتر روستاییان با این روش شروع به کشت انگور کردند انگورهایی شیرین که فقط باآب باران خدا آبیاری میشوندو اکنون تنها باغهای ساکنین روستا این زمین های دیم است!!!!
نمیدونم همدان رفتین یا نه ما رو از طرف دانشگاه بردن واسه ۲ روز اردو همدان چقدر این همدان شهر قشنگیه من اولین باری بود که میرفتم همدان حالا از شانسم تو اردیبهشتم رفتم خداییش هیچی از بهشت کم نداشت مخمل دشتهای سبز یه دست چشماتو نوازش میکرد همین که میومدی بهش عادت کنی یه دفعه دشت از قرمز میشد آره یه دفعه میدیدی که یه عالمه شقایق تو دشته وای خدا یادم که می افته شوق همه تنمو میگیره! چشمه های فراوون که از کوههای سر سفید سرچشمه میگرفتن و آبشون یخ یخ بود۱ خلاصه خیلی خوش گذشت جاتون خالی!